عضو هیئت امنای کمپ ایرانیان با بیان اینکه هزینه دریافتی از بیماران کفاف هزینه های مرکز را نمی دهد افزود: اگر بخواهد با این شیوه پیش برود مجبوریم مرکز را تعطیل کنیم. شما تقدیرنامه‌های ما را نگاه کنید از هر جایی که شما بگوید ما تقدیرنامه داریم ولی به هیچ دردی نمی‌خورد. اگر این مرکز را نمونه اسلامشهر معرفی می‌کنید بیایید کمک کنید تا این مرکز روی پا بماند.

به گزارش اسلامشهرخبر، در بخش دوم گفت‌وگو با حسین مزینانی عضو هیئت امنا و حسین ستاری مدیر داخلی موسسه راه‌یافتگان کویر ایرانیان، آنان به بخشی از مشکلات مالی این موسسه اشاره می کنند، مشکلاتی که ممکن است باعث تعطیلی این مرکز شود.

بخش اول گفت‌وگو از این قسمت قابل دسترسی است.

اسلامشهرخبر: در حال حاضر چه تعداد فرد در این کمپ هستند، حداکثر ظرفیت قابل‌پذیرش در این مرکز چه تعداد است؟

۷۰ نفر در کمپ حضور دارند. در رابطه با حداکثر ظرفیت قابل پذیرش باید گفت آن چیزی که اعلام شده حداکثر ۱۰۰ نفر است. اگر ما بخواهیم سرویس دهیم مشکلی از لحاظ سرویس‌دهی نداریم خدمتگزار داریم همه زحمتکش و همدرد بیماران هستند.

اسلامشهرخبر: تعداد مراجعه‌کنندگان شما در هر ماه چند نفر است؟

بستگی به فصل دارد معمولاً ایام محرم و صفر آمار کم می‌شود اما بعد از آن آمار زیاد می‌شود ایام عید آمار کم است و بعد از عید زیاد می‌شود. معمولاً در زمستان بیشتر تمایل به ترک وجود دارد بنابراین مراجعه بیشتر است.

دو دسته از افراد قطع مصرف کرده ممکن است دوباره مواد مصرف کنند. یک دسته که ما به آن ریزش می‌گوییم افرادی هستند که آموزش‌های کافی ندیدند دسته بعدی، افرادی که آموزش‌ها را دیدند بعد از مدتی بی‌تفاوت شدند نسبت به برنامه‌ها و بر اثر فشار کاری، خانواده و اجتماع رو به مصرف مجدد مواد می‌آورد که به این افراد لغزش می‌گویند.

کمپ ایرانیان

کمپ ایرانیان

اسلامشهرخبر: هزینه هر فردی که قصد استفاده از خدمات این مرکز را دارد چقدر است؟

تعرفه‌ای که بهزیستی اعلام کرده ۴۰۰ هزار تومان است اما تعرفه‌ای که ما دریافت می‌کنیم با آن چیزی که بهزیستی گفته تطابق ندارد. ما مریض داریم که بی‌خانمان است و نزدیک به چهار-پنج سال است که اینجاست. بیمار داریم با ۵۰ هزار تومان با ۱۰۰ هزار تومان پذیرش شده اما مطمئن باشید با ۴۰۰ هزار تومان نبوده است. اگر یکی از آنان ۴۰۰ هزارتومان بود شما چهار مریض بیاورید من رایگان پذیرش می‌کنم.

وقتی یک همسری، مادر یا دختری اینجا مراجعه می‌کند می‌خواهد انگشتر خود را گرویی بگذارد و می‌گوید: “شوهر، پسر یا برادر من را بپذیر” نمی‌شود قبول کرد. مجبوریم بگوییم بفرما (رایگان پذیرش می‌شود). یا مثلاً خانمی که در خانه‌های مردم کار می‌کند و پله تمیز می‌کند رخت می‌شورد تا خرج زندگی خود را دربیاورد نمی‌توانی از او پول بگیری ما مجبوریم تا جایی که در توانمان هست مراجعه‌کننده را رد نکنیم اما با این شرایط که پیش می‌رود ممکن است این مرکز را تعطیل کنیم چون واقعاً تحت فشار هستیم.

اسلامشهرخبر: موردی بوده که رایگان پذیرش کنید و در حال حاضر بودجه مرکز از کجا تأمین می‌شود؟

بله مواردی بوده که رایگان پذیرش شده است. بودجه مرکز از پولی که از بیماران می‌گیریم تامین می شود.

خیر. اگر بخواهد با این شیوه پیش برود مجبوریم مرکز را تعطیل کنیم. شما تقدیرنامه‌های ما را نگاه کنید از هر جایی که شما بگوید ما تقدیرنامه داریم ولی به هیچ دردی نمی‌خورد. ما هدفمان از فعالیت و خدمت‌رسانی دریافت تقدیرنامه و چسباندن آن به دیوار نیست. ما می‌گوییم اگر شما این مرکز را نمونه اسلامشهر معرفی می‌کنید بیایید کمک کنید تا این مرکز روی پا بماند.

از سالی که این مرکز افتتاح شده تاکنون نزدیک به ۶ هزار نفر پذیرش داشتیم که تقریباً حدود ۶۰۰ نفر آمار داریم که الآن پاک هستند پاکی که می‌گویم بالای یک سال است و کم سن ترین مراجعه‌کننده ۱۶ سال داشت.

کمپ ایرانیان

کمپ ایرانیان

اسلامشهرخبر: سخت‌ترین لحظه‌ای که در این مرکز با آن مواجه بودید چه زمانی بود؟

کدامش را بگویم؟ یکی از بیماران هست که خانواده‌ای ندارد این شخص چشمش عفونت کرده بود در حالی که نه کارت ملی و نه شناسنامه‌ای داشت من از او کلیپ درست کردم و گفتم صحبت کن تا در فضای مجازی انتشار دهم شاید کسی کمک کند. عفونت چشمش داشت به مغزش می‌زد. دکتر گفت اگر اقدام نکنید باعث مرگ می‌شود، در نهایت یکی دو نفر از دوستان مبلغی کمک کردند و الباقی آن از مرکز تأمین شد و با هزار مکافات چشم او تخلیه شد تا بتواند زندگی کند.

یک مورد دیگری بود که مشکلی تخلیه ادرار داشت. چیزی که دردناک بود این بود که یک روزی جلوی این درب (درب مرکز) انقدر درد داشت پای خود را به زمین می‌زد که چاله درست شده بود اورژانس که نیامد. تا ماشین بیاید این فرد را بیمارستان ببریم سوند بزنند و تخلیه شود کف پایش زخم شده بود.

اسلامشهرخبر: به نظر شما خطرناکترین ماده مخدری که ترکش سخت است و آسیب جدی می‌زد کدام است؟

ماده‌ای که به مغز آسیب زیادی می‌زنند مانند شیشه. این مواد بدترین مواد است اگر مورفین مصرف کنید ضعف بدنی موقع ترک پیدا می‌کنید ولی مغز تا حدودی سالم است ولی شیشه به مغز آسیب می‌زند.

من از خودم مثال می‌زنم من شروع کردم به مصرف شیشه. ساعت ۷ بعد از ظهر شروع به شستن حیاط کردم تا ساعت ۱۱ و نیم شب بود حیاط را چنان شستم که موزاییک‌ها برق می‌زد بعد جلوی خانه که آسفالت بود را چنان تمیز کردم که انگار آسفالت را واکس زدی.

من بعد از مصرف ۲۵ گرم شیشه در قم بودم که صدای اذان را شنیدم و شروع به نماز خواندن کردم یادم نیست چه جوری وضو گرفتم چیزی که یادم می‌آید این است که در حالت قنوت بودم دیدم یک نفر به شانه من زد و گفت مرد حسابی خودت را مسخره کردی یا خدا را؟ گفتم برای چی؟ نماز می‌خوانم. گفت: کدام نماز است که ۲۰۰ سجده و ۱۰۰ قنوت دارد؟

بعد از آن وقتی سوار ماشین شدم بعد ازعوارضی کمربند را دور زانو انداختم و گفتم این (سرعت ماشین) از ۱۸۰ تا نباید پایینتر بیاید چه جوری به جاده آمدم یادم نیست. چه جوری پیچ‌ها را آمدم نمی‌دانم، یادم نیست که نیم‌ساعته تهران آمدم یا ۲۰ دقیقه‌ای. فقط وقتی دوستم از خواب بلند شد گفت چه جوری آمدی؟

اسلامشهرخبر: به بحث هزینه اشاره کردید که در مضیقه هستید به طوری که احتمال تعطیلی مرکز وجود دارد، هیچ یک از مسئولین شهرستان در این مدت به شما کمک کردند؟

هیچ. ما با ارگان ها و دستگاه های مختلف جلسه داشتیم ولی به جوابی نرسیدیم. هیچ نهاد و فردی به ما کمک نکرد. به قول یکی از دوستانمان می‌گفت جفت‌پا نزنند به ما، ما کمکی نمی‌خواهیم.

یکی از اتفاقاتی که برای ما افتاد و برای اداره بیمه جای تأسف دارد این است که آمدند اینجا و گفتند می‌خواهید بیمه شوید؟ گفتیم بله. آمدند اینجا و چند تا اسم نوشتند بعد از شش ماه ۱۴ میلیون جریمه برای ما فرستادند ما الآن داریم جریمه آن را پرداخت می‌کنیم. افرادی که اینجا خدمت می‌کنند انسان‌هایی هستند که می‌آیند و می‌روند و حقوق‌بگیر اینجا نیستند ما فقط اینجا دو-سه نفر داریم که حقوق‌بگیر هستند.

جدای از آن ما نفهمیدیم کارهای خدماتی که انجام می‌دهیم آیا شامل مالیات می‌شود؟ چون ما مالیات پرداخت می‌کنیم فقط تنها جایی که به ما محبت کردند اداره برق و همچنین آقایان یعقوب و ابوالفضل پایداری و غلام خرم از شرکت میهن و آقای رضا مختاریان از شرکت کارپیرا کندری بود.

در حین گفت‌وگو فرد دیگری وارد اتاق شد نامش حسین ستاری مدیر داخلی موسسه بود با تعصب و با علاقه نسبت به بیماران سخن می‌گفت، آذری‌زبان و یک بهبودیافته بود. وقتی متوجه صحبتمان شد با عصبانیت مدارک بیمه، دستورهای قضایی، قبض‌های اخطاریه گاز و برق را روی میز گذاشت عصبانیتش شاید به دلیل محدودیت‌هایی بود که در موسسه برایشان ایجاد کرده بودند.

ستاری: این همه مریض آوردیم این‌ها همه دستوراتش هست یک دانه یک‌ قِرانی نیز نمی‌دهند و می‌گویند باید نگه دارید مفتی!

اسلامشهرخبر: چه کسی می‌گوید؟ هزینه آن را نیز پرداخت می کند؟

ستاری: دایره قضایی اسلامشهر می‌دهد و می‌گوید باید نگه‌دارید مفتی. ولش هم کنی می‌گوید چرا ول کردی؟

مزینانی: اگر خانواده داشته باشند گفتند که خانواده پرداخت می‌کند اما یک معتاد که جا و مکان و خانواده ندارد آیا می‌تواند هزینه موسسه را پرداخت کند؟

ستاری: شهرداری به ما بدهکار است در طرح جمع‌آوری معتادان متجاهر به ازای هر نفر ۲۰۰ هزار تومان حساب کردند ۲۰۰ هزار را هنوز پرداخت نکردند یک روز می‌گویند برو خدمات موتوری یک روز می‌گویند برو آنجا. سه ماه هست که می‌رویم و می‌آییم می‌گویند شماره نامه را پیگیری کن. یکی دیگر می‌گوید به ما ربطی ندارد چرا به اینجا تحویل دادید.

مزینانی: شهرداری به نیروی انتظامی ‌گفته که معتادان متجاهر سطح شهر را جمع‌آوری کن و به کمپ‌ها تحویل بده من (شهرداری) هزینه آن را پرداخت می‌کنم وقتی هزینه آن را می‌خواهند بدهند ما را می‌دوانند.

خیلی‌ها آمدند و دیدند ولی اقدامی تاکنون صورت نگرفته است. در حال حاضر قبض برق موسسه ۹۶۱ هزار و ۴۰۰ تومان و گاز ۲ میلیون ۲۸۴ هزار و هفتصد آمده است که پرداخت نشده است این دو جمعاً بیش از ۳ میلیون تومان می‌شود یعنی هزینه پذیرش ۱۰ مریض.

قبض برق کمپ ایرانیان

قبض برق کمپ ایرانیان در وضعیت اخطار قطع

 

قبض گاز کمپ ایرانیان در وضعیت اخطار قطع

قبض گاز کمپ ایرانیان در وضعیت اخطار قطع

ادامه این گفت‌وگو به‌زودی منتشر می‌شود… .

 

گفت‌وگو از بابک معصومی