چالش در سبد رای اصلاح طلبان

برخی از فعالان اصلاح طلب، در حال گرم کردن تنور انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ هستند و سعی دارند تا برای جبهه اصلاحات راه‌های برون رفت از چالش و بحران کم اقبالی افکار عمومی به این جریان را تجویز کنند.

به گزارش پایگاه خبری اسلامشهرخبر، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی به تبیین موقعیت اصلاح طلبان در عرصه سیاسی و تلاش آن‌ها برای اجماع در انتخابات سال آینده پرداخت.

وی در این یادداشت نوشت:

برخی از فعالان اصلاح طلب، در حال گرم کردن تنور انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ هستند و سعی دارند تا برای جبهه اصلاحات راه‌های برون رفت از چالش و بحران کم اقبالی افکار عمومی به این جریان را تجویز کنند. در چند هفته اخیر علاوه بر نسخه پیچی‌های کسانی چون سعید حجاریان برای حاکمیت، تعدادی از فعالان اصلاح طلب خواهان معرفی یک نامزد واحد برای رقابت‌های انتخاباتی شده‌اند و حتی برخی نامزد نیز معرفی کرده‌اند.

جریان اصلاح طلبی که با انتخابات سال ۷۶ اعلام موجودیت کرد، طی بیش از دو دهه فعالیت در قالب برند اصلاح طلبی، شرایط متفاوتی را در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران تجربه کرده است. در برهه‌ای از دهه هفتاد این جریان به‌طور همزمان دولت، مجلس و شورای شهر را در اختیار داشت. اما در انتخابات ۸۱، ۸۲ ،۸۴، ۸۶ و ۸۸ نتوانستند اقبال مردم را به خود جلب کنند و در وقایع سال ۸۸ نیز در حمایت از فتنه و آشوب، برخی از فعالان این جریان به خارج از کشور و به صف ضدانقلاب پیوسته و عده‌ای نیز به جرم فتنه‌گری محکوم شدند. در سال ۹۰ اصلاح طلبان دست به تحریم انتخابات زدند که البته این تحریم موجب نشد مشارکت مردمی به‌صورت قابل توجهی کاهش یابد. اصلاح طلبان در سال ۹۲ تصمیم گرفتند اشتباه ۹۰ را تکرار نکنند و با حمایت از حسن روحانی به اصطلاح با انتخابات آشتی کردند. در سال ۹۴ و ۹۶ تصمیم شورای هماهنگی، ائتلاف اصلاح طلبان با اعتدال و اصولگرایان حامی برجام بود که موجب شد در سال ۹۴ بخش مهمی از کرسی‌های مجلس و ۹۶ بخشی از شوراهای شهر را با عنوان لیست امید به‌دست آورند و دولت حسن روحانی به‌عنوان کاندید مورد حمایت ائتلاف اصلاح طلبان مجدداً روی کار آید. ولی این روند دیگر ادامه پیدا نکرد و عملکرد ضعیف آن‌ها و عدم توجیه افکار عمومی و سبد رای اجتماعی‌شان، کار را به سمت شکست‌های پی‌درپی کشاند.

به‌نظر می‌رسد با توجه به تشتت جدی آراء و نظرها بین احزاب و بازیگران اصلاح طلب که به‌دلیل بحران رهبری امکان حل و رسیدن به ائتلاف کامل وجود ندارد و نیز چالش کارآمدی که به‌دلیل عملکرد ضعیف دولت و مجلس و شورای شهر مورد حمایت اصلاح طلبان و نارضایتی مردم به‌وجود آمده و همچنین فقدان برنامه شفاف و روشن در ورای ایده‌ها و استراتژی‌ها، اصلاح طلبان نتوانند توفیقی در جلب نظر و اقبال مردم در انتخابات داشته باشند. این اتفاق در انتخابات مجلس یازدهم روی داد و یکی از بدترین نتایج برای آن‌ها در این انتخابات حاصل شد.

هرچند اصلاح طلبان انتخابات مجلس را باختند، اما انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ موضوعی نیست که به راحتی از کنار آن عبور کنند. با این وجود چانه‌­زنی برای تائید صلاحیت نامزدها و تهدید به عدم مشارکت در انتخابات به‌عنوان تاکتیک در تقابل با حاکمیت به کار گرفته خواهد شد. برای جلب آرای عمومی به سمت سبد اصلاح ­طلبی نیز، این جریان با استفاده از عناصر رادیکال خود، عملکرد ضعیف خود در مجلس و شوراها را به گردن حاکمیت خواهند انداخت و نهادهایی چون قوه قضائیه، سپاه پاسداران و …. اولین نقاط در تیررس برای تقابل خواهند بود.

دوقطبی سازی یکی از اصول اصلی فعالیت سیاسی اصلاح طلبان است. آن‌ها سعی می‌کنند شکست‌ها را به پای حاکمیت و پیروزی‌ها را برای خود محفوظ بدارند. سوءاستفاده از حافظه تاریخی ضعیف افکار عمومی نیز یکی دیگر از حربه‌هاست.

دیگر هراسی و بحرانی نشان دادن وضعیت کشور در صورت پیروزی جناح رقیب، بارها از سوی اصلاح طلبان در انتخابات مختلف به کار رفته است. به یاد داریم که چگونه انتخاب آیت‌الله رئیسی به‌عنوان رئیس جمهور را در سال ۹۶ مترادف با دلار ۵ هزار تومانی و دیوار کشیدن در پیاده‌روها تبلیغ می‌کردند!

در یکی از سناریوها می‌توان تصور کرد که آن‌ها بر روی علی لاریجانی، به‌عنوان نامزد اصلی در انتخابات ریاست جمهوری اجماع کنند. در صورتی که ائتلاف اصلاح طلبان با اصولگرایانی مثل علی لاریجانی به‌صورت قوی شکل بگیرد، در مقابل احتمالا مرزبندی و تقابل جدی اصولگرایان با لاریجانی و همچنین طیف موسوم به اعتدال شکل می‌گیرد و یک دوقطبی تمام عیار تندرو – میانه رو را به‌وجود می‌آورد که دو قطبی‌های دیگر آزادی – استبداد، حجاب – آزادی و … را در زمینه مسائل اجتماعی به‌همراه دارد. مدت‌هاست که زمینه این مساله ایجاد شده و اصلاح طلبان به تقویت آن در نزدیکی انتخابات امید دارند. زیرا به التهاب می‌افزاید و می‌توانند مانند سال ۹۶ بخش قابل توجهی از افکار عمومی را از مسائل معیشتی و ضعف عملکرد دولت، مجلس و شورای مورد حمایتشان منحرف و به این امور مشغول سازند.

همچنین نام‌های دیگری چون عارف، آذری جهرمی، پزشکیان، نوری، خاتمی، ظریف، از سوی اصلاح طلبان به‌عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری عنوان می‌شود، ولی این طیف راهبرد خود را بیشتر بر روی تخریب رقیب قرار داده و در این بین از هیچ اقدام تخریبی و انحرافی دریغ نخواهد کرد. پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ برای این طیف حیاتی است و هرچند حاکمیت جمهوری اسلامی از مشارکت تمام گروه‌ها و جریان‌ها استقبال می‌کند، ولی اصلاح طلبان، بازی انتخابات را جور دیگری تعریف کرده‌اند و هدف را تنها پیروزی به هر قیمت می‌دانند. با این وجود، روی دیگر سکه، بی‌اقبالی افکار عمومی و حتی حامیان گذشته اصلاح طلبان نسبت به آن‌هاست، بحرانی که تا به امروز نتوانسته‌اند نسخه‌ای برای آن بیابند و ممکن است در آستانه انتخابات و با شروع سال ۱۴۰۰، شاهد چالش‌هایی از سوی این طیف علیه برخی نهادها و شخصیت‌ها برای جلب نظر بخشی از آرای خاکستری باشیم.

انتهای پیام/*


ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *