شهید اسلامشهری که پس از زیارت امام زمان(عج) شفا یافت/«فرامرز» با لبان تشنه در کربلای یک آسمانی شد

شهید فرامرز عرب یکی از شهدای اسلامشهری است که پس از عملیات والفجر۸ با زیارت امام زمان(عج) در مسجد مقدس جمکران شفا یافت تا در عملیات های بعدی به شهادت برسد.

به گزارش اسلامشهرخبر، شهید فرامرز عرب متولد سال ۱۳۴۳ در شهرستان اسلامشهر است. این شهید عالی مقام در بیست و چهارمین روز چهارمین ماه سال ۱۳۶۴ در عملیات کربلای چهار در ارتفاعات قلاویزان به شهادت رسید.

شهید عرب که  در خانواده‌ ای مذهبی دیده به جهان گشود، از کودکی علاقه‌ شدیدی به نماز و دعا و نیایش داشت.

با توجه به علاقه‌ وافری که به شغل معلمی داشت به این کار روی آورد، در کنار تدریس به امر تبلیغ دینی پرداخت و در بسیج و جبهه و جنگ نیز حضور فعال داشت، و بارها به جبهه اعزام و حتی یک ‌بار در عملیات والفجر۸ که منجر به آزادسازی فاو شد مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و از ناحیه‌ دو دست مصدوم شد که به صورت معجزه ‌آسایی بعد از زیارت امام زمان (عج) در مسجد جمکران شفا یافت و در پایان به آرزوی دیرینه‌ خود رسید و در عملیات کربلای یک تشنه لب در ارتفاعات قلاویزان به شهادت رسید.

در وصیتنامه این شهید آمده است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

درود خدا بر شهید راه اسلام و انقلاب اسلامی آنچه که راه سعادت و خوشبختی در دو عالم را به انسان نشان میدهد، اعتقاد به خداوند و دین مبین اسلام است و آنانی که خواسته و یا ناخواسته به این دین نگرویدند، سرگردان عالم هستند. ما نیز با اعتقاد به این دین راه مبارزه با دشمنانش را پی گرفتیم و تا آخرین قطره خون ادامه خواهیم داد.

انقلاب اسلامی را دین اسلام شکوفا کرد و بارور نمود و حال ما نگهبانان آن هستیم و در اصل این خداست که حامی انقلاب ماست. دشمنان اسلام و انقلاب طاقت دین او را نداشتند و با جنگ تحمیلی سعی در به نابودی کشاندنش داشتند که قطرات خون شهیدان همراه با رهبری آن و با تلاش و جانفشانی‌ امت حزب‌الله آنچه که دشمنان دین در سر می‌پروراندن را نقش بر آب کرد.

به هر حال از مقدمه که بگذریم به اصل مطلب می ‌رسیم؛ من آگاهانه پای در این راه گذاشتم و اگر جان هم می ‌دهم آگاهانه است و چه زیباست جان در راه عقیده و خالق دادن دوست داشتم که در بهترین سالهای عمرم یعنی جوانی به کاروان مقدس شهداء بپیوندم البته اگر لایق بودم من شهادت را کمال می‌دانستم و می‌دانم و از خداوند متعال خواستارم مرگ من را شهادت در راه خویش قرار دهد تا آن گمشده ای که به دنبالش می‌گشتم بیابم و بر آستان مقدس او با دادن جان در راهش سر بر سجده بندگی بگذارم که به خاطر بهشت و تعریفاتش خواهان شهادتم و نه به خاطر چیز دیگر، می‌خواهم شعور پیدا کنم و برای او شهید شوم او را می‌خواهم و بس .

خانواده‌ام؛ دلم می‌خواهد همانند سایر خانواده شهیدان صبر و استقامت به خرج دهید و با صبر خود به همه نشان دهید که با مال و جان در معامله با خدا هستید.

پدر و مادرم؛ اگر مسئله شهادت نبود دوست داشتم همچون غلامی حلقه به گوش بر آستان شما خدمتگزار باشم که اگر این هم می‌کردم باز کم بود … نمی‌خواهم در شهادت من هیچ‌کس به زحمت بیافتد تقاضا دارم فقط پرچمی سبز بر بالای منزلمان بزنید و بس تا یاد شهیدان کربلا و شهیدان گمنام زنده باشد هیچ بی‌نمازی حق شرکت در تشییع جنازه من را ندارد هرکجا مادرم مایل بود مرا دفن کنید….

به امید پیروزی رزمندگان اسلام

من اعتقاد دارم که شهادت کمال انسان می‌باشد و از خداوند منان می‌خواهم مرا در جوانی لایق این هدیه‌ الهی گرداند.

خدایا! وجود امام و انقلاب و اسلام را نیز برای ما نگهدار…

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 دیدگاه

  1. نوروزی پاسخ

    عملیات کربلای یک . رمز عملیات یا ابوالفضل العباس(ع) و یک دستش مجروح شده بود .
    اصلاح بفرمایید ممنون میشم.