پس از مدتها با عملیات لیله القدر دوباره حس غرور و اعتبار ایرانی به جامعه برگشت و مردم فاصله بین امنیت و عزت واقعی تا حرافی و ادعا را فهمیدند.

این روزها سرشار از حس غرور و افتخار برای هر ایرانی آزاده است. این طعم عزت و اقتدار، طعم شیرینی است که مدتها از ذائقه مردم ما دور مانده بود .
اگرچه نظام اسلامی همواره صلابت خود را حفظ‌ کرده است ، اما رفتارهای ۴‌ سال گذشته برخی مسئولین وامانده و غربگرا این اقتدار را در عرصه بین المللی شکننده نشان داده و با انکار توانمندیهای داخلی و انفعال در مقابل تهدیدهای دشمن عملا آنهارا نسبت به قبل گستاخ تر نموده است.
وقتی رییس دستگاه اجرایی کشور به جای پاسخگویی به مطالبات اصلی مردم و ارائه گزارش از عملکرد اقتصادی و سیاسی دستگاه متبوعش ، مسائل دست چندم و بی اهمیتی مثل پخش ربنای شجریان را در مقابل رسانه ها پیش میکشد و یا بعد از نابودی صنعت هسته ای به پای مهمترین عامل بازدارندگی دفاعی ما یعنی صنعت موشکی هم میپیچد ، خب نباید انتظار داشت شاهد جسارت و زبان درازیهای امثال عادل الجبیر ، محمد بن سلمان و دیگر تفاله های وهابی و سلفی به امنیت و منافع ملی خود نباشیم.
اتفاقی که چند شب قبل خوابها را از سر پراند و عده ای را بیدار کرد ،دقیقا بر خلاف جریان آبی بود که امثال روحانی ،ظریف و … در آن شنا میکردند. این اقدام به موقع، در کنار همه امتیازاتی که برای نظام ما به دنبال داشت، تلنگری بود برای تغییر نگاه بخش عمده جامعه به سمت اولویتها ودغدغه های اصلی کشور.
درواقع این روزها مسئله اول مردم، از شنیدن یا نشنیدن صدای ربنای شجریان و یا رفتن به کنسرت ، تبدیل شده به تامین امنیت ملی ، باور به توان داخلی در همه عرصه ها و اتکاء به قدرت الهی.
لذا پس از مدتها با عملیات لیله القدر دوباره حس غرور و اعتبار ایرانی به جامعه برگشت و مردم فاصله بین امنیت و عزت واقعی تا حرافی و ادعا را فهمیدند..
حالا اکثرمردم ایران با هرسلیقه ای که دارند ، دیدن تصاویر و شنیدن صدای رعدآسای شلیک موشکها برایشان جذاب تر و امید بخش تر از شنیدن صدای کنسرت و یا ربنای فلان خواننده است.
اگرچه هستند افراد زیادی که صدای موشک آنها را از کعبه آمالشان، یعنی غرب، دورتر و دورتر میکند ،اما این روزها برای بیشتر مردم صدای “سمفونی موشکها” شنیدنی تر است.