از اواسط دوره قاجار و دوره ناصری تفکری در جامعه ایران حاکم شد که براساس آن، پیشرفت کشور در گرو ورود غرب و سرمایه غربی به ایران قلمداد می‌شد.

اشاره

تأکیدهای مکرر رهبر انقلاب درباره مسأله «نفوذ» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهبردهای دشمن در موقعیت کنونی انقلاب، نشان‌دهنده گسترده‌ترشدن فعالیت عوامل نفوذی دشمن در ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران است که به موقعیت‌شناسی همگان نیاز دارد. از اواسط دوره قاجار و دوره ناصری تفکری در جامعه ایران حاکم شد که براساس آن، پیشرفت کشور در گرو ورود غرب و سرمایه غربی به ایران قلمداد می‌شد.

در دوران پهلوی این تفکر به اوج خود رسید. پیامدهای زیان‌‌بار این تفکر را در دوران اصلاحات نیز مشاهده کردیم که بی‌محابا، غربی‌شدن را در همه ابعاد زندگی ترویج و موقعیتی ویژه را برای دشمنان فراهم کردند. این جریان هنوز هم وجود دارد و در حوزه سینما، نشر و مطبوعات فعال است.

مقدمه

واژه نفوذ در فرهنگ معین به معنای فرورفتن تیر در هدف، تاثیرگذاری و جاری‌شدن حکم و فرمان آمده است؛ بنابراین معنای حقیقی نفوذ، اصابت تیر به هدف است اما به‌طور استعاری در معنای اثرگذاری در طرف مقابل به کار می‌رود. نفوذ یعنی شبیه‌سازی کردن؛ یعنی به‌جای این‌که لشکرکشی کنند، و یا از عامل واسطه بهره گیرند، در فرهنگ، شبیه‌سازی می‌‌کنند؛ یعنی آدم‌هایی را در دل جامعه هدف شناسایی می‌کنند و موقعیتی را برای دشمن ایجاد و موقعیتی را از دوست می‌گیرند. امروزه استکبار به‌جای لشکرکشی و یا استفاده از واسطه‌ها و مهره‌ها، هزینه خود را بسیار کاهش داده است و می‌کوشد تا با امکانات رسانه‌ای، ماهواره‌ها، اینترنت و شبکه‌های مجازی و اجتماعی نفوذ خود را گسترش دهد.

برای نمونه، آمریکا که معنای آن با خون، کشتار،  فریب و ساقط‌کردن حکومت‌ها برابری می‌کند، از دید برخی، به مهد آزادی تعبیر می‌شود! دشمنان در ادامه، تعدادی واداده و به‌اصطلاح روشن‌فکر را برای گسترش نفوذ خود برجسته و مشهور می‌کنند، به آن‌ها مدال می‌دهند، فیلم‌هایشان را مشهور می‌کنند، یا برای دانش‌‌دوستان کرسی دانشگاهی می‌گذارند تا افراد جذب شوند. گاهی دشمن یک طیف یا رئیس یک مجموعه را جذب می‌کند، یا یک جنبش را جذب خویش کرده در آن نفوذ می‌کند و بدین ترتیب، یک جریان و عده‌ای از مردم را با خود همراه می سازد.

پروژه نفوذ از همان آغاز انقلاب اسلامی، برای موقعیت‌سوزی نظام نوپا از سوی دشمنان دنبال می‌شده و در برخی موارد هم ضربه‌هایی جبران‌ناپذیر را به انقلاب وارد کرده است. یکی از توطئه‌های دشمن در همان اوایل انقلاب، نفوذ امنیتی بود؛ در همین راستا شاهد نفوذ کسانی در کانون‌های حسّاس کشور بودیم که در همان  زمان، ضربه‌هایی را به انقلاب وارد کردند و موقعیت نظام را در داشتن بزرگانی که انقلاب بسیار به آنان نیاز داشت تضعیف کرد. از جمله ضربه‌های آن‌ها می‌توان به شهادت شهید بهشتی و یارانش اشاره کرد، که دشمن با این ترورها در پی شکست انقلاب بود اما مردم و امام خمینی(ره) با انگیزه‌ای قوی‌تر قدم برداشتند.

از دیگر ابعاد نفوذ در اوایل انقلاب، نفوذ نظامی بود. نفوذ نظامی یعنی رخنه به یک نقطه از کشور با هدف اشغال بخشی از یک سرزمین، تا زمینه برای تسلط بر کل کشور فراهم شود. دشمن در دوران جنگ تحمیلی تمام توان نظامی خود را ضد نظام به کار گرفت؛ اما ره به جایی نبرد.حتی در پایان جنگ با توهم ضعیف‌شدن نظام اسلامی، توطئه‌ای تدارک دید، ولی در عملیات مرصاد پاسخی دندان‌شکن دریافت کرد. پیروزی انقلاب اسلامی به‌واقع نفوذی دیرینه در سطح کشور را از بین برد ولی از بین بردن آن نفوذ به معنای از بین رفتن شبکه‌های مرتبط با آن نبود و ضربه‌های جریان نفوذی در بخش‌های گوناگون نظام از آغاز انقلاب تاکنون، خسارت‌هایی را به ما وارد کرده است.

برای نمونه در دولت موقت، افرادی شیفته غرب حضور داشتند که پس از فرار، به آغوش همان غربیان پناه بردند؛ کسانی که سر سفره انقلاب قرار داشتند ولی از غرب ارتزاق می‌کردند. در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی هم مشخص شد که بنی‌صدر دارای کد رمزی است و هنگام حضور در پاریس، در سفارت آمریکا یارگیری شده بوده است. البته خودش ادعا می‌کند برای مشورت‌دادن به سفارت آمریکا می‌رفته، اما پرسش این‌جاست چرا کسی که فقط مشورت می‌دهد، باید دارای کد رمزی باشد و بر حساس‌ترین کرسی‌‌ها تکیه زند و از موقعیت خود بر ضد نظام بهره گیرد؟!

در نگاهی کلان به پروژه نفوذ درمی‌یابیم که روش کنونی نفوذ دشمن از نظر شکلی دچار تغییر شده است. پیش‌تر بخش چشمگیری از نفوذ از راه‌های امنیتی، نظامی و شاید سیاسی صورت می‌گرفت و این مقدمه‌ای برای نفوذ در بخش‌های دیگر از جمله اقتصادی و فرهنگی بود اما در شکل جدید تحرکات استکباری، شاهد نفوذ از راه علوم انسانی هستیم.

به‌عبارت روشن‌تر، غرب می‌کوشد باورها و نوع نگاه خود به جهان هستی، انسان و جامعه را به جوامع دیگر تحمیل کند. البته خیلی‌ها کوشیده‌اند برای این نفوذ فرهنگی دلیل علمی بتراشند و آن را تئوریزه کنند؛ به این صورت که تمدن غربی و لیبرال سرمایه‌داری، ایستگاه پایانی تکاپوهای فکری و اجتماعی بشر است و نباید در مقابل آن مقاومتی صورت گیرد! از این‌روست که مقام معظم رهبری واژه نفوذ را بیش‌تر درباره نفوذ فرهنگی به کار می‌برند تا نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی و البته تهدیدهای امنیتی و اقتصادی، تاریخ انقضا ندارند.

در نگاه مقام معظم رهبری، دشمن به دنبال دگرگون کردن باورهای جامعه و نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی است و می‌کوشد تا به واسطه عناصر نفوذی، موقعیت خود را در داخل نظام مستحکم سازد و نظام را در موقعیت براندازی و تسلیم‌شدن قرار دهد. رهبر انقلاب در بیانات متعدد، راهکارهای مقابله با این نفوذ را «واقع‌بینی و دیدن نقاط مثبت فراوان در کنار برخی نقاط ضعف»، «افتخار به نسل جوان مؤمن و انقلابی»، «استفاده از ظرفیت های بی‌شمار داخلی وملّی»، «غفلت‌نکردن از دشمنی دشمنان»، «مرزبندی صریح و شفاف با جبهه استکبار»، «نترسیدن از دشمن»، «تکیه به مردم و تقویت حرکت جهادی»، «حفظ و تقویت وحدت ملی»، «توجه به فرهنگ دینی و انقلابی»، و «گفتمان سازی» اعلام کرده‌اند.۱

مطرح‌شدن نفوذ دشمن، از طرف مقام معظم رهبری فقط به واسطه فضای کنونی و برجام و مذاکرات نیست، بلکه پیش‌تر هم به این موارد اشاره کرده بودند. در سال‌های پایانی دولت سازندگی و ابتدای دوره اصلاحات، ایشان با هشدار درباره شبیخون فرهنگی، تذکر می‌دادند که دشمن تا کنار گوش ما آمده است. در همان دوران برخی این موضوع را توهم ‌می‌پنداشتند! و رئیس دولت گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح می‌کرد.

بنابراین بزرگ‌ترین دریچه نفوذ غرب و ایجاد موقعیت برای خود، «فرهنگ» است و در این مسیر نبایستی از نقش علوم انسانی غربی در بسترسازی نفوذ همه‌جانبه دشمن غافل شد؛ زیرا وقتی نفوذ فرهنگی گسترده شود، در دیگر بخش‌ها هم خودش را تعریف می‌کند. برای نمونه، در حوزه سیاسی، نظام سیاسی سکولار از دل همین تفکر و از رهگذر علوم انسانی غربی که مبتنی بر اومانیسم است شکل می‌گیرد. به تعبیر مقام معظم رهبری، «علوم انسانی هوای تنفسی مجموعه‌های نخبه کشور است که هدایت جامعه را بر عهده دارند، بنابراین آلوده یا پاک‌بودن این هوای تنفسی بسیار تعیین‌کننده است.»۲

در حوزه های اقتصادی هم نظام اقتصادی لیبرال که مبتنی بر نسخه‌های تجویزشده توسط بانک جهانی و زیرمجموعه های آن است، از دل علوم انسانی غربی بیرون می‌آید. نباید تصور کنیم که اگر در زمینه اقتصادی از مدل توسعه غربی پیروی کردیم، از مضرات آن در حوزه‌های دیگر در امان خواهیم بود. نفوذ فرهنگی وقتی صورت بگیرد، خودبه‌خود سلطه‌ سیاسی و سلطه اقتصادی هم رخ خواهد داد. حتی از لحاظ نظامی هم ما دیگر هیچ توانی برای مقابله با تهدیدها نخواهیم داشت؛ چون عملاً دشمن را در خانه خود راه داده‌ایم.۳

تفاوت تهاجم فرهنگی با نفوذ موقعیت‌ساز

سرگرم‌شدن و سرگرم‌کردن دولت سازندگی به بازسازی ویرانه‌های جنگ و غفلت از مقوله فرهنگ‌سازی و نهادینه‌کردن فرهنگ انقلاب اسلامی و جایگزین‌شدن تفکر تکنوکراتی و فن‌سالاری به‌جای تفکر مبتنی بر اخلاص، پارسایی، ایثار و ساده‌زیستی باعث شد تا لیبرالیسم فرهنگی احیا شود و حرکت خزنده خود را برای تخریب مبانی و بنیان‌های اعتقادی مردم آغاز کند . در چنین وضعیتی، رهبر فرزانه انقلاب با مشاهده نخستین نشانه‌های تهاجم، زنگ خطر را به صدا درآوردند.

تهاجم فرهنگی ابعاد گوناگونی دارد و نظام سلطه برای تمام مخاطبان داخلی برنامه‌ریزی کرده است. استحاله نخبگان جامعه اعم از سیاستمداران، مدیران، اساتید دانشگاه و… در دوران سازندگی به آرامی انجام شد و نتیجه آن را در دوران اصلاحات مشاهده کردیم. شجا‌ع‌الدین، نویسنده ضدانقلاب خارج‌نشین، در صفحه ۱۹ کتاب «هویت» می‌نویسد: «ما با جمهوری اسلامی مبارزه سیاسی نخواهیم کرد بلکه کارما صرفا فرهنگی و اصولاً استراتژی جدید ما مبارزه فرهنگی است، ما باید بینش و فرهنگ مردم را عوض کنیم تا جمهوری اسلامی ساقط شود.»

به عبارتی دیگر، به جای ترور و حمله نظامی که نتیجه‌ای عکس برای دشمن داشت، دشمن درصدد ایجاد موقعیتی در داخل نظام بوده است تا در فرایندی چندساله به هدف خود برسد. از این روی پس از جنگ تحمیلی، تهاجم فرهنگی ضدّ نظام جمهوری اسلامی سازماندهی شد. در این تهاجم، گروه‌های معاند و ضدانقلاب که منافع خود را با انقلاب در تضاد می‌دیدند، با نظام سلطه همسو و همراه شدند. و کسانی که روزی جزو انقلابیون بودند، به انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پشت کرده، به ابزاری برای تهاجم به باورهای مردم تبدیل شدند.

مسأله تهاجم فرهنگی دیروز و نفوذ به‌منظور موقعیت‌سازی برای دشمن در اوضاع کنونی، با وجود شباهت‌ها، تفاوت‌هایی در زمینه هدف، موضوع، ماهیت، گروه‌های هدف و ابزارها باهم دارند که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱ . هدف تهاجم فرهنگی تغییر باورها، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه اسلامی و استحاله فرهنگی آن است؛ ولی هدف نفوذ، ناکارآمدسازی نظام اسلامی و دستگاه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن و ایجاد انحراف در مسیرآن‌هاست. به بیان دیگر، در نفوذ تلاش می‌شود که دستگاه‌های نظام اسلامی با اهداف غرب هم‌سو شوند و در خدمت آن قرار گیرند.

۲ . تهاجم فرهنگی با توجه به موضوع آن محدود به حوزه فرهنگ است؛ ولی نفوذ، به حوزه خاصی محدود نیست و همه حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را دربرمی‌گیرد.

۳ . تهاجم فرهنگی، با توجه به ماهیت و هدف آن از روش‌ها، شیوه‌ها و ابزارهای خاص خود استفاده می‌کند؛ روش‌ها، شیوه‌ها و ابزارهایی که می‌تواند بر حوزه فرهنگ به‌طور خاص اثر گذارد و موجب انحراف در مسیر آن شود؛ ولی نفوذ، با توجه به هدف خاص خود، از روش‌ها، شیوه‌ها و ابزارهای دیگری استفاده می‌کند تا بتواند برحوزه‌های سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا اثرگذارد و روند فعالیت آن‌ها را در راستای اهداف نظام سلطه تغییر دهد.

۴ . تهاجم فرهنگی معمولاً گروه‌های هدف معیّنی دارد که در این میان، جوانان، نوجوانان، زنان و دختران، با توجه به اهداف تهاجم فرهنگی، به‌طور خاص در اولویت قرار دارند؛ اما نفوذ، گروه مخاطب خاص و محدودی ندارد و می‌تواند تمام مراکز، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و افراد و شخصیت‌های ذی‌نفوذ را تحت‌تأثیر قرار دهد و به‌گونه‌ای آن‌ها را با اهداف خود همسو کند.

۵ . نظام سلطه در جریان تهاجم فرهنگی، از ابزارها و روش‌های نرم استفاده می‌کند، ولی نمودها و نمادهای آن را می‌توان در جامعه تشخیص داد؛ اما جریان نفوذ معمولاً ناآگاهانه و مخفیانه عمل می‌کند و ممکن است عامل نفوذی با استفاده از غفلت مسؤولان در نهاد و سازمانی دولتی یا غیردولتی نفوذ کند و سال‌ها کار خود را انجام دهد و هیچ‌ ردپایی هم از خود به‌جا نگذارد.۴

نفوذ و موقعیت‌سازی برای دشمن در دوره اصلاحات

گفت‌وگوی تمدن‌ها

بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها و ارائه تصویر مثبت از غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها توسط دولت اصلاحات، مصداقی دقیق از خط نفوذ دشمن است که رئیس‌جمهور وقت را به تمجید از آبراهام لینکلن در حدّ شهید و تمجید فراوان از آمریکا و آمریکایی‌ها رسانده بود.

حلقه کیان

حلقه تئوریک کیان به‌عنوان یکی از حلقه‌های نفوذ، با شکل‌گیری دولت اصلاحات بیش‌ترین تلاش را برای مقابله با اسلام ناب و نفی جامعیت دین در عرصه زندگی انجام داد و کوشید تا با این کار به‌گونه‌ای سکولاریسم را در جامعه حاکم کند و با طرح مباحث روشنفکرانه که برگرفته از آرا و دیدگاه‌های فیلسوفان و اندیشه‌وران غرب است، به تضعیف و از بین بردن مبانی و اصول اسلام ناب بپردازد؛ در این راستا برای تضعیف و نابودی اصولی همچون وحی و نبوت، عصمت پیامبر(ص) و ائمه(ع)، خاتمیت، امکان کسب معرفت دینی و تطابق آن با اصل دین، تقدّس دین و … تلاش شد.

این برنامه‌ها با هدف نفی جامعیت دین اسلام و القای ناتوانی آن در برنامه‌ریزی برای تمام شؤون زندگی بشری انجام می‌‌شد و می‌کوشید با نفی جامعیت اسلام، به اثبات سکولاریسم پرداخته و لزوم تبعیت از نسخه‌های لیبرالیستی یادآور شود.

مقابله با مکتب امام(ره) و زیر سؤال بردن آن

در این رویکرد، خط نفوذ کوشش کرد تا با زیرسؤال‌بردن اندیشه امام خمینی (ره)‌به مقابله با مکتب امام(ره)‌ بپردازد. طرح مباحثی همچون ناکارآمدی ولایت فقیه  ومشروعیت آن و غیردمو‌کراتیک‌بودن آن، شبهه درباره نظریه ولایت‌فقیه و مواردی از این دست، تلاشی بود که عوامل نفوذ در دوره اصلاحات به مطرح‌کردن آن پرداختند. در این باره می‌توان به هجمه‌های حلقه کیان و آقای بشیریه و شاگردان وی اشاره کرد.

نفی ارزش‌ها و آرمان‌های انقلابی و دینی

یکی از مهم‌ترین رویکردهای خط نفوذ در دوره‌های پس از انقلاب اسلامی، تلاش برای نفی ارزش‌ها و آرمان‌های دینی و انقلابی برگرفته از اسلام است. در این رویکرد، خط نفوذ تلاش می‌کند تا به بهانه‌های مختلف و با ترفندهای گوناگون به نفی ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی بپردازد و از گفتمان انقلاب اسلامی، آرمان‌زدایی کند. این هجمه‌ها چنان بوده است که در دوره حاکمیت تکنوکرات‌ها، مقام معظم رهبری از شبیخون فرهنگی و بعدها ناتوی فرهنگی یاد کردند و در دوره اصلاحات با تلاش هماهنگ رسانه‌های زنجیره‌ای که به تعبیر مقام معظم رهبری پایگاه دشمن شده بودند، هجمه شدید به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی در دستورکار قرار گرفت.

ناامیدسازی مردم و بحران‌نمایی

ناامید‌سازی مردم و بحران‌نمایی از وضعیت کنونی، همواره یکی از مهم‌ترین روش‌های خط نفوذ برای پیشبرد اهداف نظام سلطه بوده است. طرح مباحثی همچون وضعیت ویژه و بحرانی کشور از جمله مهم‌ترین دستاویز‌ها برای این مورد بوده است. در این باره می‌توان به طرح مباحثی همچون قرارداشتن کشور در لبه پرتگاه جنگ، از سوی برخی در دولت اصلاحات اشاره کرد و این‌که باید به غربی‌ها متکی باشیم و حتی لازم است از خارج، مدیر برای اداره اقتصاد کشور وارد کنیم!

تخریب و منزوی ساختن نیروهای انقلاب

تخریب نیروهای جبهه مؤمن به انقلاب اسلامی، از جمله اقدام‌هایی است که جریان‌ها و عوامل نفوذ پیگیری کرده و انجام داده‌اند. این نوع اقدام‌ها مصادیق متعددی دارد که در دوره‌های گوناگون می‌توان آن را دید. انتساب گروه‌های فشار و خشونت‌طلب به نیروهای بسیجی و ارزشی در دوره اصلاحات، از جمله این خط نفوذ بود که پس از آن در دولت اعتدال با واژه‌ افراطی دنبال شد.

دوقطبی‌سازی در جامعه

دو‌قطبی‌سازی جامعه با هدف زیرفشار قرار دادن نظام جمهوری اسلامی برای تغییر رفتار و به تبع آن تغییر ساختار آن صورت می‌گیرد. به همین منظور، خط نفوذ در تلاش است تا با دوقطبی‌سازی جامعه به تکمیل پازل نظام سلطه بپردازد. در این باره می‌توان به موارد گوناگونی در طول تاریخ انقلاب اسلامی اشاره کرد، که از مهم‌ترین آن‌ها فتنه ۱۸ تیر در دوره اصلاحات و فتنه ۸۸ برجسته‌تر است. دوقطبی‌سازی آن‌قدر برای دشمن اهمیت دارد که هم‌اکنون نیز این پروژه دنبال می‌شود.

پشتیبانی‌نکردن از محور مقاومت

یکی از اقدامات مهم عوامل نفوذی، کارشکنی در مسیر پشتیبانی از محور مقاومت و تلاش برای تضعیف آن است. در این باره می‌توان به نامه اصلاح‌طلبان به آمریکایی‌ها و تعهد اصلاحات برای خلع سلاح مقاومت اسلامی حزب‌الله لبنان و حماس اشاره کرد.

نفوذ در بحث جمعیت

در بحث جمعیت، مقام معظم رهبری اشاره کردند که براساس قانون در مقطعی می‌بایست جمعیت کنترل و از یک زمانی به بعد رها می‌شد و رشد معمول جمعیت ادامه می‌یافت، اما این اتفاق نیفتاد و میانگین رشد سالانه جمعیت از ۳٫۹ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۱٫۲۹ درصد در سال ۱۳۹۰ کاهش یافت؛ یعنی کم‌تر از نصف میزان پیش‌بینی‌شده در برنامه اول توسعه! یکی از دلایل این موضوع، می‌تواند نفوذ عوامل دشمن در دستگاه‌های اجرایی و سامان‌دهی بحث جمعیت باشد که نگذاشتند سیاست‌های کنترل جمعیت، به‌موقع متوقف شود و رشد جمعیت بسیار کم‌تر از حد پیش‌بینی‌شده در برنامه اول توسعه شد.

۱۰ . نفوذ در فضای مجازی

با فراگیر شدن استفاده از اینترنت در کشور، اصلاح‌طلبان بستر مناسبی را در فضای مجازی برای خود فراهم کردند و توانستند درسایه حضور مؤثر نداشتن مذهبی‌ها، این فضا را هم مانند روزنامه‌ها در اختیار بگیرند. از طرفی در دوران اصلاحات، نظارت کافی بر فضای مجازی وجود نداشت؛ درنتیجه سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که عفت عمومی جامعه را خدشه‌دار می‌کردند، به مرور زمان افزایش یافت تا این‌که امروز خطری سنگین برای فرهنگ عمومی ایجاد شده است و سربازان فرهنگی ناچار شده‌اند که خود برای برخورد با متخلفان وارد میدان شوند

.در آن دوران، فضای مجازی چنان مسموم بود که کم‌تری می‌توانست در برابر هجوم گسترده سکولارها مقاومت کند؛ بنابراین یا در درون آن‌ها هضم می‌شد و یا اینترنت را ترک می‌کرد . اصلاح‌طلبان سکولار حضور مذهبی‌نویسان را در نت برنمی‌تافتند و وبلاگ‌های مذهبی، با شدت مورد حمله واقع می‌شدند و درنهایت تعطیلی در انتظارشان بود.۵

استفاده از واژگان غربی به جای اسلامی

با روی کارآمدن رئیس دولت اصلاحات، تعابیر امام خمینی(ره) درباره انقلاب کم‌رنگ شد و واژگان غربی جایگزین می‌شد و کم‌کم واژه «معنویت» جای اسلام را می‌گرفت؛ حتی برای ابراز هیجانات هم این‌گونه عمل می‌شد. برای نمونه قبل از هر سخنرانی، کنسرت موسیقی برگزار می‌شد تا فضای جامعه به سمت رفتارهای غربی کشانده شود.

لوایح دوقلو

اصلاح‌طلبان برای دستیابی به اهداف غرب‌گرایانه خود دو لایحه مهم را تدوین کردند: یکی لایحه اصلاح قانون انتخابات مجلس که حذف نظارت استصوابی، جلوگیری از رد صلاحیت‌های بی‌ضابطه و پاسخگوبودن نهادهای ناظر۶  از مضامین آن به شمار می‌رفت. دیگری تبیین حدود وظایف و اختیارات رئیس‌جمهور بود. این دو لایحه مورد حمایت گسترده اپوزیسیون و بیگانگان قرار گرفت؛ چون با تصویب این دو، اصلاح‌طلبان در فتح سنگر به سنگر نتایجی به دست می‌آوردند. یک بعد فتح سنگر به سنگر، ورود به مراکز مختلف نظام و تسلط بر آن‌ها بود.

این تئوری یک بعد دیگر هم داشت و آن بی‌اثر کردن محافظان همان سنگرها بود که البته مانع و محافظ اصلی، شورای نگهبان و نظارت استصوابی آن بود.۷ بنابراین لایحه، اختیارات رهبری به نفع رئیس‌جمهور کاهش می‌یافت و درنهایت با خلع ید ولی‌فقیه از حوزه‌های مختلف، جایگاه رهبر در جمهوری اسلامی به شأنی همچون شأن پاپ در نظام‌های غربی تنزل داده می‌شد.۸  گفتنی است پروژه قتل‌های زنجیره‌ای و فتنه ۱۸تیر سال ۸۸ نیز در راستای بحث نفوذ طراحی شده بود که با مدیریت رهبری معظم انقلاب و به‌موقع وارد میدان شدن مردم ناکام ماند.

نفوذ در حوزه مباحث زنان و خانواده

از دیگر نمونه‌های نفوذ در دولت اصلاحات، تلاش گسترده‌ برای الحاق ایران به «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» بود که مسؤولان وقت تأکید داشتند تا هنگامی‌‌که به این کنوانسیون ملحق نشویم، مشکلات زنان حل نخواهد شد. این تلاش‌ها و مواضع اصلاح‌طلبان در دولت، موقعیتی را برای دشمن فراهم کرد که توانست او را به پیش‌روی در برخی مواضع فرهنگی و سیاسی موفق کند که امروز شاهد ظهور برخی از مظاهر آن هستیم.

پی نوشت‌ها

۱٫ سخنرانی رهبری در جمع فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۲۵/۶/۹۴٫

۲٫ سخنرانی رهبری، ۱/۱۲/۹۱٫

۳٫ مصاحبه سامانه اطلاع‌رسانی سراج با دکتر موسی حقانی.

۴٫ مصاحبه مهرخانه با دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی، عضو هیات علمی دانشگاه قرآن و حدیث.

۵٫ پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران.

۶٫ علی الفت‌پور، چهل تدبیر (مروری بر مقاطع بحرانی تاریخ جمهوری اسلامی ایران)، ص۲۳۵٫

۷٫  همان، ص۲۳۶٫

۸٫ سیدیاسر جبرائیلی، سودای سکولاریسم (رمزگشایی از زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی)، صص۳۵-۲۳۴

نویسنده:

هادی مجیدی

فصلنامه فرهنگ پویا شماره ۳۲

انتهای متن/