اکنون ۱۴ سال پس از لشکرکشی آمریکا به افغانستان و عراق با ادعای مبارزه با تروریسم، نه تنها تروریسم از منطقه رخت برنبسته بلکه گسترش یافته و به قلب اروپا رسیده و شاید وقتی دیگر دوباره به خود آمریکا ختم شود.
هنوز زود است تا تحلیل جامعی از حوادث تروریستی فرانسه ارائه داد و باید منتظر بود تا بخشی از اسرار نیمه‌ پنهان این حادثه تروریستی به مرور آشکار شود. اما علت این حوادث قطعا از دو حالت خارج نیست: ۱- فرانسه در تامین امنیت شهروندانش ناتوان و ضعیف است. ۲- دستگاه‌های جاسوسی امنیتی حامیان تروریستها از جمله خود فرانسه و آمریکا و رژیم صهیونیستی پشت این حوادث قرار دارند. برای تحلیل این دو گزاره باید به این سوال پاسخ داد که چرا چنین حملات پیچیده و دقیق و برنامه‌ریزی شده تروریستی در یک کشور اروپایی مدعی امن‌ترین کشور جهان رخ می‌دهد و این کشور به یک پادگان نظامی تبدیل می‌شود؟ جواب:
یک- اگر این اتفاق را دلیلی بر ضعف و ناتوانی دستگاه‌های امنیتی فرانسه در برقراری امنیت شهروندانش تلقی کنیم،  این سوال مطرح می‌شود که چنین کشوری با این اندازه ناتوانی چگونه مدعی تامین امنیت در دیگر کشورهای جهان از جمله غرب آسیا و به ویژه سوریه با اقدامات مداخله‌جویانه خود است؟
دوم- اگر فرانسه نپذیرد که دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی آن ناتوان و ضعیف هستند پس گزینه دوم قویا تأیید می‌شود و باید به دنبال اهداف آن گشت.
سوم- اگر گزاره اول را بپذیریم باید صدای این حملات تروریستی به درستی در وین شنیده شود و تصمیم صحیحی برای نابودی تروریستهای تکفیری گرفته شود، اما قرائن و شواهدی وجود دارد، (از جمله تلاشهای دیپلماتیک آمریکا در حاشیه نشست وین برای به شکست کشاندن نتایج آن)، که احتمالا صدای انفجارات ۱۳ نوامبر پاریس همچون حملات ۱۱ سپتامبر نیویورک در جای دیگری شنیده خواهد شد، حال در صحنه میدانی سوریه و عراق؟؛ یا روسیه و یا جای دیگری؟. باید منتظر بود!.
چهارم- شاید حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر نیویورک تجربه خوبی برای تحلیل حملات تروریستی ۱۳ نوامبر فرانسه باشد که چه اهدافی می‌تواند پشت آن باشد. قطعا با شکست‌های اخیر آمریکا و متحدانش در سوریه و تغییر توازن قوا به نفع مقاومت، این کشورها درصدد جبران شکستهای خود و تغییر توازن قوا به نفع تروریستها هستند. لذا کشورهای منطقه و دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی آنها باید کاملا هوشیار باشند.
پنجم- اما فضاسازی‌های رسانه‌ای درباره دست داشتن داعش در این عملیات تروریستی نباید به راحتی ایده دست داشتن کشورهای غربی و متحدان منطقه‌ای آنها را در حملات تروریستی پاریس و بیروت و همچنین سقوط هواپیمای روسی بر فراز صحرای سینا مخدوش کند. چرا که اولا براساس مستندات فراوان، تروریستهایی که ادعا می‌شود مسئولیت این حوادث تروریستی را برعهده گرفتند، خود دست پرورده‌ سرویس‌های جاسوسی و امنیتی آمریکا و کشورهای غربی عربی هستند و به عنوان ابزار کاخ‌سفید و کاخ الیزه و کاخ واتینگهام و تل‌آویو، با پول عربستان و قطر و امارات و پادویی ترکیه و اردن در راستای اجرای نقشه‌های آمریکا ایفای نقش می‌کنند. ثانیا باید توجه داشت که انگشت‌نگاری‌های انجام شده اولیه در فرانسه تأیید کرده که حداقل یکی از عاملان حملات پاریس دارای تابعیت فرانسوی است. ثالثا حدود هزار و ۵۰۰ نفر از سه هزار تروریست آموزش دیده اروپایی‌تبار که به سوریه اعزام شده‌اند، فرانسوی هستند. رابعا هنوز هیچ‌کس در دنیا عملیات ائتلاف ضدداعش را جدی نگرفته است و حتی گزارشهای مستند زیادی از ادامه حمایت تسلیحاتی کشورهای غربی از داعش حکایت دارد. بنابراین به سود داعش نیست که علیه متحدین غربی خود عملیات تروریستی انجام دهد. خامسا در حملات خونبار پاریس که ۱۵۰ نفر کشته شدند، فقط ۱۰۰ نفر از آنها در سالن باتاکلان، محل برگزاری کنسرت گروه موسیقی راک آمریکایی به نام «ایگلز» کشته شدند، اما جالب توجه اینکه به هیچ کدام از این گروه آمریکایی آسیبی وارد نشد و همه آنها جان سالم به در بردند.!
سادسا، اساسا فضای ابهام و غبارآلودی که تروریستها در منطقه و جهان به وجود آورده‌اند موجب شده است محافل امنیتی و اطلاعاتی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی هر جنایتی را مرتکب شوند و با نسبت دادن آن به تروریست‌ها، ردی از خود بر جای نگذارند.
لذا گزاره دوم را قویا باید مد نظر داشت و مسائل را براساس آن تجزیه و تحلیل کرد. بر این اساس در نگاه اول چند هدف می‌توان پشت حملات تروریستی فرانسه متصور بود:
۱- تحت‌الشعاع قرار دادن پیروزی‌های اخیر محور مقاومت و شکست‌های آمریکا و متحدانش در سوریه و همچنین نشست وین برای باج‌گیری و تحمیل نظرات قیم مابانه خود بر ملت سوریه، چنانکه تهران و مسکو در روزهای اخیر قبل و بعد از نشست وین دو درباره اقدامات خودسرانه آمریکا در حاشیه این نشست چندبار هشدار داده بودند. به نظر می‌رسد آمریکا برای سوریه نقشه‌ای دارد که تلاش می‌کند نشست وین را به شکست بکشاند.
۲- احتمالا موج جدیدی از تبلیغات رسانه‌ای به راه خواهد افتاد که ما گفتیم تا اسد نرود نمی‌توان با تروریسم مبارزه کرد، و آمریکا و کشورهای غربی وانمود خواهند کرد که اقداماتشان در جهت تامین امنیت خودشان است و خود را محق خواهند دانست تا دخالت‌های علنی‌تری در سوریه انجام دهند و یا مستقیما به سوریه حمله کنند.
۳- به نظر می‌رسد با متهم کردن مسکو و دمشق و تهران، هدف، جلوگیری از تغییر رویکرد غرب در برخورد با دولت بشار اسد پس از این حملات است.
۴- آمریکا نیاز دارد برای مداخلات بیشتر خود در سوریه، دیگر کشورها را با خود همراه‌تر کند و از امکانات آنها استفاده هر چه بیشتری را ببرد. لذا با این حملات تروریستی در فرانسه طبیعی خواهد بود که هم عزم فرانسه و هم عزم دیگر کشورها برای همکاری با آمریکا تحت عنوان مبارزه با تروریسم بیشتر شود.
۵- قطعا با رخ دادن چنین اقدامات تروریستی، همه کشورها اقدام به محکوم کردن تروریست‌ها و حملات آنها می‌کنند و بر مبارزه بین‌المللی با تروریسم تاکید خواهند کرد. لذا به نظر می‌رسد آمریکا با سوءاستفاده از اظهارنظر مقامات ایرانی و روسی و فضاسازی رسانه‌ای قصد دارد تهران  و مسکو را با خود بیشتر همراه نشان دهد.
۶- این گمانه نیز وجود دارد که آمریکا به دنبال وارد آوردن شوکی به متحدان خود بوده تا به آنها گوشزد کند که اگر پشت آمریکا و تروریستها را خالی کنند به آنها ضربه زده خواهد شد و آنها همچنان باید با آمریکا همراه باشند. بر همین اساس فرانسه به عنوان یک کشور اروپایی که کمترین تحرک نظامی را در سوریه دارد، انتخاب شده است. کما اینکه قبل از فرانسه نیز ترکیه به عنوان یک کشور غرب آسیایی که احساسات ترکها علیه سیاست‌ همراهی دولت اردوغان با اهداف آمریکا بالا گرفته بود، مورد هدف حملات تروریستی قرار گرفت و ثمره آن را در انتخابات اخیر این کشور برداشت کردند.
۷- نشانه رفتن انگشت اتهام مقامات و رسانه‌های غربی به سوی داعش و برجسته کردن نقش داعش در این حملات نشان می‌دهد آمریکا قصد دارد تروریست‌های مورد حمایت خود را به عنوان تروریست‌های خوب، از تروریست‌های بد که داعش است جدا کند تا بتواند در راستای تلاش‌های دیپلماتیک‌اش در نشست‌ وین از آن‌ها حمایت و به عنوان مخالفان دولت سوریه در مذاکرات وین جا بزند.
۸- با توجه به دستگیری تروریست‌های تکفیری گسیل شده به ایران، عملیات تروریستی در برج البراجنه در منطقه ضاحیه لبنان و همچنین کشته شدن ۲۲۴ نفر در سقوط هواپیمای روسی، آمریکا و صهیونیست‌ها نگران واکنش مقاومت اسلامی و مسکو به این اقدامات هستند. لذا این گمانه نیز مطرح است که حوادث تروریستی پاریس برای گم کردن رد محافل امنیتی و اطلاعاتی غربی صهیونیستی و منطقه‌ای در این حوادث طراحی شده و به نوعی این کشورها اقدام به «خود زنی» کرده باشند.
۹- هدف این حوادث، جامعه بیش از چهار میلیونی مسلمانان فرانسوی نیز می‌تواند باشد که مدت‌هاست در فشار اسلام هراسی رژیم صهیونیستی قرار گرفته‌اند و این رژیم به دنبال تنگ کردن عرصه بر مسلمانان فرانسوی است که شواهد این امر با تشدید اقدامات امنیتی علیه مسلمانان فرانسه بعد از حملات تروریستی پاریس با به راه‌ افتادن موج تبلیغاتی نسبت دادن این حملات به مسلمانان، در حال آشکار شدن است.
۱۰- از طرف دیگر آوارگان بسیاری از کشورهای درگیر جنگ با داعش به ویژه سوریه پشت مرزهای اروپا حیران و سرگردانند و اروپایی‌ها قصد پذیرش آن‌ها را ندارند و این گونه حملات می‌تواند بهانه‌ خوبی برای عملی کردن این قصد مقامات اروپایی باشد.
۱۱- با این تفاسیر می‌توان نتیجه گرفت آمریکا سعی دارد به هر قیمتی، حتی عملیات تروریستی و کشتار غیر نظامیان در کشورهای متحد خود، جلوی پیروزی‌های ارتش سوریه و متحدانش را بگیرد. بنابر این دمشق و متحدانش باید با تلاش‌های دیپلماتیک مناسب و اقدامات امنیتی لازم از تاثیرات و پیامدهای چنین حوادثی بر سیاست‌های راهبردی‌شان در منطقه جلوگیری کنند. منطقه غرب آسیا طی یکی دو ماه آینده، احتمالا آبستن حوادث جدیدی خواهد بود، اما تجربه همراهی با آمریکا در افغانستان بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر و محور شرارت نامیدن جمهوری اسلامی، باید دولت یازدهم را هوشیار کرده باشد که این بار چه راهبردی در پیش‌ بگیرد تا متحدین ما که مدت‌ها با تروریست‌ها در حال نبردند، مایوس نشوند.
دکتر محمدحسین محترم