انتقال از حوزه سیاست به فرهنگ، راه حل مساله حجاب

تاریخ تغییرات جنسی نشان می دهد عقب نشینی فرهنگ عمومی در امر اخلاقی، همواره مرحله به مرحله و تدریجی بوده و هر وقت هم که حکومت ها و فرهنگ عامه بر اثر فشار اجتماعی اقلیت معمولا صاحب قدرت و رسانه متمایل به این نوع از آزادی ها عقب نشینی کرده اند، نه تنها مساله ای حل نشده که فقط انواع جدیدتری از مطالبه برهنگی اخلاقی توسط همان طبقه اجتماعی باز تولید شده است.

این گزاره مشهور این روزها متعدد تکرار می شود که وضعیت فعلی بی حجابی حاصل برخورد قهریه با این ناهنجاری اجتماعی است. بر خلاف این نظر معتقدم وضعیت فعلی نه حاصل الزام به حجاب بلکه حاصل دیدگاهی است که معتقد بوده است شل فرهنگی یا تسامح در امر فرهنگ از جمله در مسائلی مانند حجاب و سینما و تئاتر و ماهواره می تواند به ابزاری برای سرگرم کردن عامه و مغفول نگه داشتن آن ها از فشارها و مفاسد حاصل از سیاست های آزادسازی اقتصادی پس از جنگ باشد. متفکران مکتب انتقادی مانند آدرنو کارکرد سرگرمی های فرهنگی را از بی خود بیگانه کردن انسان ها و فراموشی نیازهای واقعی و اصیل انسانی و تقلیل یافتن آن‌ها به نیازهایی مبتذل و کودکانه می دانند. در دوران پس از جنگ نیز ذیل چنین سیاستی تسامح در امر فرهنگی به سیاست بخش عمده دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی تبدیل شد (سیاستی که بعدها نیز تغییر جدی عمومی در آن ایجاد نشد).

بر خلاف تصور رایج حاشیه ای شدن و تساهل نسبت به حجاب و امر فرهنگ در جمهوری اسلامی بیش از این که ناشی از تقدم امر اجتماعی یا اولویت دغدغه اقتصادی باشد متاثر از تقدم امر سیاسی نسبت به فرهنگ در جمهوری اسلامی پس از جنگ است و راه حل مساله نیز در تبدیل مجدد این موضوع از محل تنازع و استفاده سیاسیون به مساله ای فرهنگی است. ضریب دهی به اقلیت بی حجاب در رسانه به ویژه در ایامی مانند انتخابات و مراسمات ملی و حذف تقریبا کامل صدای مخالفان ولنگاری فرهنگی در صدا و سیما و اغلب رسانه های رسمی نیز تنها در همین چارچوب معنی می یابد.

تاریخ تغییرات جنسی نشان می دهد عقب نشینی فرهنگ عمومی در امر اخلاقی، همواره مرحله به مرحله و تدریجی بوده و هر وقت هم که حکومت ها و فرهنگ عامه بر اثر فشار اجتماعی اقلیت معمولا صاحب قدرت و رسانه متمایل به این نوع از آزادی ها عقب نشینی کرده اند، نه تنها مساله ای حل نشده که فقط انواع جدیدتری از مطالبه برهنگی اخلاقی توسط همان طبقه اجتماعی باز تولید شده است. به عنوان مثال در غرب اگر چه مساله از مطالبه آزادی بیشتر در پوشش (به ویژه در سال های بعد از جنگ جهانی دوم) آغاز شد اما در تنها اندکی بیش از نیم قرن این جریان تا رسیمت بخشی به برهنگی کامل و ناهنجاری های جدیدی مانند ازدواج همجنس گرایان ادامه یافت و امروزه مطالبات جدیدی در حوزه ازدواج با محارم و افراد کم سن و سال شکل گرفته و زمزمه هایی نیز در مورد رسمیت ازدواج با حیوانات در حال شکل گیری است. از همین جهت نیز معتقدم الزامی نمودن رعایت حجاب در فضاهای عمومی بعد از انقلاب نشان از درک عمیق امام خمینی از امر اجتماعی بر خلاف خط روشنفکری عوامانه حاکم بر برخی مذهبیون (چه در دوره مذکور و چه امروز) است.
در واقع سوالی که قائلین به تساهل مطلق در امر فرهنگ باید به آن پاسخ دهند این است که بر فرض که با منطق روشنفکرانه «استفاده از قوه قهریه در مسائل فرهنگی جواب نمی دهد»، برخورد با اشکال مختلف ناهنجاری های اجتماعی مانند بی حجابی کنار گذاشته شد و به تدریج بروز چنین ناهنجاری هایی تبدیل به عرف پذیرفته شده اجتماعی و قانونی شد، آیا شکل های جدیدی از مطالبه عرفی شدن ناهنجاری ها در میان همان قشر بروز نخواهد یافت. در این صورت مرز دقیقی که قوه قهریه می تواند بر خلاف منطق مذکور در مقابل عرفی شدن آن ورود پیدا کند در طیفی که تا برهنگی کامل و اباحی گری اخلاقی مطلق امتداد پیدا می کند کجاست؟

الف-میثم ظهوریان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *