امام خمینی یک لحظه از کید و مکر و حیله دشمن غفلت نکرد و دشمن ستیزی و سلطه ستیزی را سرلوحه برنامه کاری خود قرار داد و در طول حیات عزتمندانه خود مرعوب دشمن نشد.

به گزارش اسلامشهرخبر به نقل از پویا، حجت‌الاسلام والمسلمین علی شیرازی نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یادداشتی برای توصیف شخصیت امام روح‌الله (ره) نوشت:

درباره شخصیت الهی، معنوی، عرفانی، فلسفی، علمی، سیاسی، عبادی و اخلاقی حضرت امام خمینی (ره) چه بنویسم؟! هر چه درباره آن عزیز دوران و یادگار پیامبران بگوییم و بنویسیم، حق مطلب ادا نمی شود. امام عظیم الشأن ما حقاً و انصافاً از همه جهت الگو بودند. آن حکیم متأله، اسلام انقلابی مجسم، اسلام ناب مجسم در زندگی و اخلاق و احساسات و تصمیم گیری ها و نیز فانی برای خدا بود. مجسمه ای از ارزش های الهی و انقلاب اسلامی بود. انسانی بسیار عاقل، دوراندیش، حکیم، آدم شناس، تیزبین، حلیم، متین، آینده نگر و یک عنصر عجیب و واقعاً استثنایی بود. شجاع، شکست ناپذیر، هوشیار، باشهامت، باتدبیر، با ابتکار، بصیر و دریادل بود. یک دریای عمیق و یک اقیانوس ناشناخته بود. منطق آن عارف سترگ و فقیه بزرگ، منطق عقل، منطق فکر، منطق عمل روشن بینانه، منطق انسانیت و هنجار انسانی و اخلاق انسانی و فضائل اخلاقی بود.

هدفی که اتخاذ کرده بود، هرگز گم و فراموش نکرد و مستقیم به طرف هدف الهی خود پیش رفت؛ صریح و عریان آن را جلوی چشمش قرار داد و به طرف آن حرکت کرد. دل ها را متحول نمود. مردم را با خود همراه ساخت و زیباترین نقشه راه را برای شکل دهی به نظام اسلامی و حکومت دینی طراحی کرد و با سیر در این مسیر به اسلام ناب محمدی (ص) حیات بخشید.

تبیین شخصیت چنین شخصیتی، به آسانی ممکن نیست. در این نوشتار در حد بضاعت اندک خویش، نمایی از عظمت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) قلمی می کنیم:

۱٫ امام مهربان و گرانقدر ما که توانست با آن دست قدرتمند خود، جهان را دگرگون کند، این حرکت بزرگ و بی نظیر را به برکت علم انجام داد. او فقیه اعلمی بود که در زمان حیاتش، آدم های خبره زیادی معتقد بودند که از تمامی فقهای زمان، بالاتر و برتر است. او مظهر نوآوری علمی و تبحر در فقه و اصول و عرفان و اخلاق و فلسفه بود. درس فلسفه امام در قم، درس اول فلسفه بود. ایشان یکی از صاحب نظران برجسته در حکمت متعالیه بود و فلسفه اسلامی در عالی ترین شکلش در مشت معظم له قرار داشت. امام خمینی (ره) در عرفان کم نظیر بود. مدعیان عرفان معاصر، در ابهامات عرفانی به او مراجعه می کردند. خیلی از چیزهایی که بزرگان حکمت و عرفان، حتی گاهی با دقت نمی دیدند، حضرت امام خمینی (ره) آن ها را در نگاه عادی مشاهده می کرد. امام معلم اخلاق برجسته ای بود که تمامی فضائل اخلاقی را در ظاهر و باطن او می یافتیم.

۲٫ آن مرد الهی و حکیم؛ مثال اعلای تقوا و بدون یک ذره اغماض، مراقب و مواظب از خود، از نفس خود و از حرکات خود بود. او مظهر تقوا و پرهیزگاری و پارسایی بود. تقوای امام او را حفظ می کرد و وی را به جایگاه الگو شدن برای جهانیان رساند. تقوا در زندگی ایشان، صرفاً به معنای انجام کارهای عبادی نبود. او در کار و عمل، در درس و معاشرت، در خانه و جامعه، در عرصه سیاست و بیان و تصمیم، در میدان مسائل مهم کشوری و لشکری، باتقوا بود. آن عزیز فرزانه و عارف سترگ، یک ذات ممتاز و تربیت شده و ریاضت کشیده و روی خود کار کرده بود و هرگز در درون خود متوقف نشد و دائماً در حال پیشرفت و تحول و تکامل بود و هر روز و در هر برهه ای از برهه های حیات، از برهه قبل بهتر بود، با کیفیت تر بود و در آن، به خداوند بزرگ و عزیز نزدیک تر بود.

۳٫ آن انسان مؤمن و تقی زکی واقعی، اهل معنا و اهل حال بود. اهل تضرع و توجه و اهتمام و گریه بود. هر چه سن او بالاتر می رفت، عبادت کردن و دعا خواندن و نماز خواندنش زیباتر می شد. انسان می توانست رشحه ای از رشحات عبادت و توجه ائمه معصومین (ع) را در وجود مقدس امام خمینی (ره) مشاهده کند. ارتباطش با خدا، اتصال و توجه اش به خدا و توکلش به خدا، از نوع ارتباط و اتصال و توجه و توکل پیامبران بود. با تبعیت از اولیای الهی و پیامبران گرانقدر، اهل سلوک معنوی، اهل توجه و تذکر و خشوع و دعا و ذکر بود. اهل تضرع و استغفار و استغاثه و گریه و توسل و مناجات بود. راه دل او به درگاه الهی باز بود و روز به روز نورانی تر می شد.

۴٫ آن عبد صالح خدا، مخلص پروردگار بود و کار را فقط برای خدا انجام می داد. برای خدا حرفمی زد، برای خدا اقدام می کرد، برای خدا قهر می کرد، برای خدا حمایت می کرد. اخلاص بی شائبه او، نقطه اساسی حیاتش بود. اخلاص بر وجود او، بر همه حرکات و سکناتش و بر تمامی کارهایش حاکم بود؛ از این رو قبول مسئولیت برایش آسان بود، رها کردن مسئولیت آسان بود، اقدام کردن آسان بود، گفتن آنچه باید گفت، آسان بود، نگفتن آنچه که نباید گفت آسان بود، تصمیم گرفتن آسان بود، نوشیدن جام زهر آسان بود، مقابله با جهانخواران و استکبار جهانی، آسان بود.

۵٫ رهبر محبوب و عزیز ملت ایران، در زندگی شخصی و خصوصی خود، یک انسان زاهد، ساده زیست و منقطع از دنیا بود. برای خود، زخارف دنیوی و ذخیره و فزون طلبی نداشت و نخواست. به جای زندگی در کاخ های مجلل، در یک حسینیه ساده و معمولی از دیدارکنندگان پذیرایی می کرد و با لباس و زبان و اخلاق پیامبران الهی با مردم برخورد می نمود. تا پایان عمر در زی طلبگی زندگی کرد و مانند قشرهای متوسط مردم، به زندگی ای ساده اکتفا نمود. درد مردم را می شناخت و همواره از محرومان و پابرهنگان دفاع می کرد. مردم را همه کاره می دانست و پشتیبان واقعی مردم بود. در چهره یک زمامدار، زاهد بود. ملت ایران در طول سال های متمادی این حقیقت را لمس کرد. محبت امام به خود را دید و با تمام وجود به آن شخصیت برجسته و ممتاز عشق می ورزید و او را دوست می داشت.

۶٫ آن عابد و عارف و عاشق معبود؛ با ایمان و اراده ای قوی، به خداوند بزرگ توسل و حسن ظن داشت. کسی در حد توکل و حسن ظن او به خداوند متعال وجود نداشت. هیچ کاری در نظر او خارج از قدرت ایزد منان نبود. کارهای بزرگ، حرکت های عظیم، کندن کوه های راسخ و جبال راسیات برای او میسور و ممکن بود. چون عقیده داشت که به خدا متکی است و خداوند او را کمک می کند؛ و چون به خدا توکل داشت، لذا با حسن ظن می نگریست و به همه می آموخت که اهل حسن ظن به پرودگار باشند.

۷٫ امام مجاهد و شجاع ما؛ انسانی با اخلاص بود، دنیا برایش اهمیتی نداشت، حفظ مقام برایش هدف نبود و تنها به تکلیف فکر می کرد. در نظر او، پیروزی این بود که انسان بر طبق تکلیف خود عمل کند. کاری نداشت که کسی خوشش می آید یا خوشش نمی آید. تکلیفش را انجام می داد. هر چه که احساس می کرد تکلیف الهی اوست، آن را انجام می داد و با همین روحیه و احساس و انگیزه، کار را پیش می برد.

۸٫ آن امام بزرگوار و تکلیف محور، عمر خود را با تلاش گذراند و در آخرین روزهای زندگی هم، کار و تلاش می کرد و هیچ وقت خودش را از مردم و از خدا و از دنیا، طلبکار نداشت و همیشه خودش را بدهکار مردم و اسلام می دانست.

۹٫ آن عبد صالح الهی، اسلام ناب محمدی (ص) را زنده کرد و به ذهن و عمل انسان ها و به صحنه زندگی مردم و به صحنه سیاسی جهان برگرداند، ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام را احیا کرد، حقایق فراموش شده اسلام ناب را زنده کرد، عدالت خواهی اسلام را سردست بلند نمود. به اسم اسلام قانع نشد؛ بر این اصرار ورزید که باید قوانین اسلامی در جامعه حاکم شود و همه را به سمت احکام و تعالیم اسلام و ساخت اسلامی برای نظام و جامعه حرکت داد تا بتوانند عدالت را تأمین، فقر را برطرف و فساد را ریشه کن کنند.

۱۰٫ حضرت امام خمینی (ره) در شناخت دوست و دشمن و شناخت دوستی ها و دشمنی ها اشتباه نکرد. از اول دشمن ها و شیوه های دشمنی آنان را شناخت و آن ها را معرفی کرد و در مقابل شان تا آخر ایستاد. از اول دوست ها را شناخت و آن ها را اعلام کرد و تا آخر هم از دوستی آن ها منتفع شد. آن بصیر خبیر، یک لحظه از کید و مکر و حیله دشمن غفلت نکرد و دشمن ستیزی و سلطه ستیزی را سرلوحه برنامه کاری خود قرار داد و در طول حیات عزتمندانه خود مرعوب دشمن نشد. نام و یاد آن مرد بزرگ و شجاع، دل قدرت های طاغوتی را آب می کرد و کاخ های آنان را تکان می داد و به مظلومان و مستضعفان جهان امید و آرامش می بخشید.

۱۱٫ آن مرد بزرگ و بی نظیر، از درک و فهم سیاسی بالایی بهره برده بود؛ حوادث سیاسی را تشخیص می داد، آن ها را جفت و جور و جستجو و تحلیل می کرد و نتیجه را می گفت. قدرت پیش بینی و پیشگویی داشت. در عالم سیاست، انسان والایی بود. در ساحت و مهندسی نظام جمهوری سالامی، همه عناصر و اجزایی را که می توانست حکومت دینی را در ایران، استوار و ماندگار کند، مورد ملاحظه قرار داد و با مهارت و دقت تمام آن عناصر اصلی را در درون این بنای شامخ و مستحکم کار گذاشت و مفهوم مردم سالاری را از چیزی که طراحان دموکراسی غربی و عوامل آن ها در صحنه های عملی می خواستند نشان دهند، به کلی دور کرد و اصول و چارچوب مردم سالاری دینی را آن چنان مستحکم و دقیق و روشن رسیم کرد تا جریان های مسلط عالم نتوانند جمهوری اسلامی ایران را در هاضمه خود هضم کنند و از بین ببرند.

۱۳٫ آن شخصیت ویژه، هرگز احساس شکست و خستگی نمی کرد و ناکامی در روح او راه نداشت. در سخت ترین شرایط هم قصد پیشرفت داشت. در برابر همه سختی ها، فشارها، تحریم ها و مشکلات فردی و اجتماعی می ایستاد و به مبارزه ادامه می داد و به سمت هدف پیش می رفت. تهدید ابرقدرت ها، جنگ هشت ساله، محاصره های اقتصادی و تبلیغاتی و سیاسی، هیچ گاه آن کوه استوار را تکان نداد و او توانست با فائق آمدن بر همه دشواری ها و مشکلات، به پیروزی های چشمگیر دست یابد و به مردم امید بدهد. امام بزرگوار ما از همه حوادث، قوی تر و بزرگ تر بود و حادثه ها هرگز نمی توانست آن انسان شجاع و بی نظیر را دچار احساس ضعف و شکست کند؛ مثل کوه استواری مشکلات را تحمل می کرد و با شجاعت و شرح صدر و استقامتی کم نظیر، قدرت رهبری الهی و پیامبرگونه خود را به نمایش می گذاشت.

انتهای پیام/